آرماتور بندی آرماتوربندی کاری تخصصی میباشد و دقت و نظارت جدی بر آن الزامی است. در برخی شرایط تمام مقاومت پی را آرماتورها تامین می کنند. مهندسین ناظر موظف هستند قبل از اجرای بتن ریزی از آرماتوربندی فونداسیون بازدید به عمل آورده و تا پایان بتن ریزی نظارت مستمر و مستقیم داشته باشند. ذکر چند مطلب در خصوص آشنایی با نکات اجرایی آرماتوربندی الزامی است :  1- به هیچ عنوان از آرماتورهای زنگ زده و یا آغشته به روغن نباید استفاده شود در صورت آلودگی آرماتورها به روغن یا زنگ زدگی آنها، باید قبل از اجرای آرماتوربندی به پاکسازی آنها اقدام و بعد از تایید دستگاه نظارت به بتن ریزی اقدام گردد. آرماتورها دو دسته طولی (آرماتورهای اصلی) و عرضی (خاموت) هستند. خاموتها وظیفه نگهداری آرماتورهای طولی و جلوگیری از کمانش آنها در هنگام فشارهای زیاد و چند کاربرد بسیار مهم دیگر دارند. لذا اهمیت رعایت ضوابط خاموت گذاری کمتر از آرماتورهای اصلی نیست.   2- فاصله خاموتها از یکدیگر باید حداکثر 20 سانتی متر باشند و دستگاه نظارت موظف است که در صورت عدم رعایت از سوی پیمانکار از اجرای بتن ریزی جلوگیری نماید. جزئیات آرماتوربندی  کاربرد توأم انواع مختلف فولاد کاربرد انواع مختلف فولاد در یک قطعه مجاز نیست مگر آنکه:  الف:  مشخصات مکانیکی متفاوت آنها در طراحی منظور شود. ب:   امکان اشتباه در مرحله اجرا وجود نداشته باشد. استفاده از یک نوع فولاد برای میلگردهای طولی و نوع دیگر فولاد برای میلگردهای عرضی با رعایت مورد (الف) بلامانع است. ... جاگذاری و بستن آرماتورها  الف:  آرماتورها باید قبل از بتن‌ریزی  در جای خود قرار گیرند و طوری بسته و نگهداشته شوند که از جابه‌جایی آنها خارج از محدوده رواداریهای داده شده در بند ب زیر جلوگیری شود.  ب:   در مواردی که محدوده مجاز رواداریها مقرر نشده باشد، میلگردها را باید با مراعات رواداریهای زیر جاگذاری کرد.       1-    حداکثر انحراف ضخامت پوشش بتن محافظ میلگردها           8- میلیمتر        2-    انحراف موقعیت میلگردها با توجه به اندازه ارتفاع مقطع اعضای خمشی، ضخامت دیوارها، و یا کوچکترین بعد ستونها:               - تا 200 میلیمتر یا کمتر                          8± میلیمتر               - بین 200 تا 600 میلیمتر                      12± میلیمتر               - 600 میلیمتر یا بیشتر                         20± میلیمتر  3-    انحراف فاصله جانبی بین میلگردها 30± میلیمتر       4-    انحراف موقعیت طولی خمها و انتهای میلگردها:               - در انتهای ناپیوسته قطعات                    20± میلیمتر               - در سایر موارد                                    50± میلیمتر  پ:   شبکه‌های جوش شده را می‌توان در فاصله بالای دال روی تکیه‌گاه تا پایین دال در وسط دهانه به شکل قوس درآورد، مشروط بر آن که قطر میلگردهای شبکه بیشتراز 6 میلیمتر نباشد، دهانه دال از 3 متر تجاوز نکند و شبکه مورد نظر در محل تکیه‌گاهها ممتد باشد یا به نحو مناسبی مهار شود.  ت:   مقدار حداکثر مجاز رواداری مذکور در بند ب–1 بالا برای ضخامت پوشش بتن محافظ میلگردها تا جایی معتبر است که ضخامت مذکور از مقدار تعیین شده کمتر نشود.   ث:   جنس، ابعاد، تعداد و فاصله لقمه‌ها و خرکها و سایر قطعات مورد استفاده برای تثبیت موقعیت میلگردها در جای صحیح باید طوری باشد که علاوه بر برقراری شرایط بند ب مانعی در برابر ریختن بتن و نقطه ضعفی در مقاومت و پایایی آن ایجاد نشود.  ج:    برای به هم بستن آرماتورها و عناصر غیر سازه‌ای به آنها باید از مفتولها یا اتصال دهنده‌ها و گیره‌های فولادی استفاده کرد. باید توجه داشت که انتهای برجسته سیمها، اتصال دهنده‌های فولادی استفاده کرد. باید توجه داشت که انتهای برجسته سیمها، اتصال دهنده‌ها و گیره‌ها در قشر بتن محافظ (بتن پوشش) واقع نشوند. چ:    استفاده از جوشکاری برای به هم بستن میلگردهای متقاطع مجاز نیست مگر برای فولادهای جوش‌پذیر . در این صورت جوش نباید باعث کاهش سطح مقطع میلگرد و ایجاد زدگی در آن شود.  ... مهار کردن میلگردها  انواع متداول مهار میلگردها در بتن عبارتند از: الف:  مهارهای مستقیم ب:   مهارهای منحنی (نظیر قلابها و حلقه‌‌ها) پ:   مهارهای مستقیم با حداقل یک میلگرد عرضی جوش شده به آنها در منطقه مهاری ت:   مهارهای مکانیکی ث:   ترکیبی از مهارهای فوق  در مهار کردن میلگردها باید ضوابط کلی به این شرح رعایت شوند:  الف:  برای میلگردهای ساده در کشش استفاده از مهارهای مستقیم مجاز نیست.  ب:   در مهار کردن میلگردهای تحت فشار با استفاده از مهارهای منحنی، نباید قلابها و حلقه‌‌ها را مؤثر دانست. پ:   در استفاده از مهارهای مستقیم با حداقل یک میلگرد عرضی جوش شده به آنها، مهارهای مکانیکی و ترکیبی از انواع مهارها باید به ضوابط مربوط توجه داشت. ضوابط مهار کردن میلگردها در آیین‌نامه بتن ایران (آبا) ارائه شده است.  ... وصله کردن میلگردها انواع متداول وصله میلگردها عبارتند از: - وصله‌های پوششی (تماسی یا غیر تماسی) - وصله‌‌های اتکایی - وصله‌‌های جوشی - وصله‌های مکانیکی - وصله‌های مرکب  الف:  در وصله‌‌های پوششی ضوابط کلی زیر باید رعایت شوند.        1-    در وصله‌‌‌های پوششی باید دو میلگرد در انتهای مورد نظر مشخص شده در کنار هم قرار گیرند. در وصله‌‌های پوششی تماسی، دو میلگرد در تماس کامل با هم قرار می‌گیرند، ولی در وصله‌‌های پوششی غیر تماسی می‌توان دو میلگرد را به فاصله‌ای حداکثر معادل مقادیر زیر قرار داد:               - در اعضای خمشی، فاصله محور تا محور دو میلگرد وصله شونده نباید از  طول لازم برای وصله پوششی و 150 میلیمتر، بیشتر باشد.               - در سایر اعضا، فاصله محور تا محور دو میلگرد وصله شونده نباید از 5 برابر قطر میلگرد کوچکتر، بیشتر باشد.        2-    در وصله‌های پوششی میلگردهای ساده در کشش، باید انتهای آنها را به صورت یکی از انواع قلابهای استاندارد با زاویه بیشتر از 135 درجه خم کرد.        3-    وصله‌‌های پوششی غیر تماسی باید با میلگردهای عرضی عمود بر میلگردهای وصله شونده محصور شوند. ب:   در وصله‌‌های اتکایی ضوابط کلی زیر باید رعایت شوند:       1-    در وصله‌‌های اتکایی باید دو میلگرد در امتداد عمود بر محور بریده شوند و با وسایلی مناسب به صورت هم‌مرکز بر هم تکیه کنند.     2-    استفاده از وصله‌های اتکایی، فقط برای میلگردهای تحت فشار با قطر 25 میلیمتر و بیشتر مجاز است.      3-    در وصله‌های اتکایی هر میلگرد باید به سطحی صاف منتهی شود که زاویه آن نسبت به صفحه عمود بر محور میلگرد از 5/1 درجه بیشتر نباشد.       4-    استفاده از وصله‌های اتکایی، فقط در اعضای دارای خاموتهای بسته یا مارپیچ مجاز است.  5-    باید در انجام وصله‌های اتکایی در یک مقطع خودداری شود. پ:   روشهای متداول برای وصله‌‌های جوشی عبارتند از:        1-    اتصال جوشی نوک به نوک خمیری (جوش الکتریکی تماسی)        2-    اتصال جوشی ذوبی با الکترود (جوش با قوس الکتریکی) اتصال جوشی نوک به نوک خمیری فقط در شرایط کارخانه‌ای و در صورتی مجاز است که قطر میلگردها از 10 میلیمتر برای فولادهای گرم نورد شده یا 14 میلیمتر برای فولادهای سرد اصلاح شده کمتر نباشد، و نسبت سطح مقطع دو میلگرد وصله شونده از 5/1 تجاوز نکند. اتصال جوشی ذوبی با الکترود در صورتی مجاز است که برای هر نوع فولاد، از الکترود و روش جوشکاری مناسب آن استفاده شود.        اتصال جوشی ذوبی الکترود به طور معمول به یکی از روشهای زیر انجام می‌پذیرد:               - اتصال جوشی پهلو به پهلو با جوش از یک رو یا دو رو فقط برای میلگردهای گرم نورد شده با قطر 6 تا 36 میلیمتر مجاز است. در این روش طول نوار جوش از یک رو نباید از 10 برابر قطر میلگرد کوچکتر، کمتر باشد و نوار جوش دورو نباید از 5 برابر قطر میلگرد کوچکتر، کمتر اختیار شود.               - اتصال جوشی با وصله یا وصله‌های جانبی اضافه با جوش از یک رو یا دو رو، فقط برای میلگردهای گرم نورد شده مجاز است. حداقل طول نوار جوش برای اتصال هر میلگرد به وصله یا وصله‌ها مشابه اتصال جوشی پهلو به پهلو است.               - در اتصال جوشی نوک به نوک با پشت‌بند با آمادگی یا بدون آمادگی سر میلگردها طول پشت‌بند نباید کمتر از 3 برابر قطر میلگردها برای فولادهای گرم نورد شده یا 8 برابر قطر میلگردها برای فولادهای سرد اصلاح شده اختیار شود. فاصله دو سر میلگردهای وصله شونده از هم در حالت با آمادگی 3 میلیمتر و در حالت بدون آمادگی باید معادل نصف قطر میلگردها باشد. در مورد فولادهای سرد اصلاح شده آماده کردن سر هر دو میلگرد الزامی است. در صورتی که میلگردهای وصله شونده در وضعیت قائم یا نزدیک به قائم قرار گیرند آماده کردن انتهای میلگرد فوقانی الزامی است و انتهای میلگرد تحتانی باید عمود بر محور آن بریده شود. ت:   در اتصالات مکانیکی از وسایل مکانیکی استفاده می‌شود به نحوی که اتصال میلگردها بدون آسیب رساندن به بتن میسر باشد. ث:   در وصله‌های مرکب انواع وصله‌های ذکر شده با هم به کار می‌روند. ج:    ضوابط انواع مختلف وصله‌کردن میلگردها در آیین‌‌نامه بتن ایران ارائه شده است. محدودیتهای فاصله میلگردها الف:  فاصله آزاد بین هر دو میلگرد موازی واقع در یک سفره نباید از هیچ یک از مقادیر زیر کمتر باشد:        - قطر میلگرد بزرگتر        - 25 میلیمتر        - 33/1 برابر قطر اسمی بزرگترین سنگدانه بتن ب:   در صورتی که میلگردهای موازی در چند سفره قرار گیرند، میلگردهای سفره بالاتر باید طوری روی میلگردهای سفره زیرین واقع شود که معبر بتن تنگ نشود، فاصله آزاد بین هر دو سفره نباید از 25 میلیمتر و از قطر بزرگترین میلگرد کمتر باشد.  پ:   در اعضای فشاری با خاموتهای بسته یا مارپیچ، فاصله آزاد بین هر دو میلگرد طولی نباید از 5/1 برابر قطر بزرگترین میلگرد و از 40 میلیمتر، کمتر باشد. ت:   فاصله مجاز بین میلگردها در محل وصله‌های پوششی در بند وصله کردن میلگردها ارائه شده است. ث:   محدودیتهای فاصله آزاد بین میلگردها باید در مورد فاصله آزاد وصله‌های پوششی با وصله‌‌ها و یا میلگردهای مجاز نیز رعایت شوند. ج:    در دیوارها و دالها به استثنای دالهای نازک دارای تیرچه‌های بتنی، فاصله بین میلگردهای خمشی نباید از 2 برابر ضخامت دالها، 3 برابر ضخامت دیوارها و 350 میلیمتر بیشتر باشد. گروه میلگردهای درتماس در استفاده از گروه میلگردهای موازی که در آنها میلگردها در تماس با هم بسته می‌شوند تا به صورت واحد عمل کنند، ضوابط زیر باید رعایت شوند: الف:  تعداد میلگردهای هر گروه نباید از 4، در مورد گروههای قائم تحت فشار و 3 در سایر موارد تجاوز کند. ب:   در تمامی موارد تعداد میلگردهای هر گروه در محل وصله‌ها نباید بیشتر از 4 باشد. پ:   در گروه میلگردهای با بیش از دو میلگرد، نباید محورهای تمامی میلگردها در یک صفحه واقع شوند. همین طور تعداد میلگردهایی که محورهای آنها در یک صفحه واقع می‌شوند جز در محل وصله‌ها نباید بیشتر از دو باشد. ت:   در تیرها نباید میلگردهای با قطر بزرگتر از 36 میلیمتر را به صورت گروهی به کار برد. ث:   گروههای میلگردهای درتماس باید در خاموتهای بسته یا مارپیچ محصور شوند. ج:    در مواردی نظیر تعیین محدودیتهای فاصله و حداقل ضخامت پوشش بتن محافظ، که قطر میلگردها مبنای محاسبه قرار می‌گیرند، قطر گروه میلگردهای درتماس معادل قطر میلگردی فرض می‌شود که سطح مقطع آن با سطح مقطع کل گروه مساوی باشد. ملاک اندازه‌گیری فاصله آزاد و حداقل ضخامت پوشش در این گونه موارد خارجی‌ترین سطح گروه میلگرد در امتداد مورد نظر خواهد بود. چ:    مجتمع کردن میلگردها برای تبدیل آنها به گروه میلگردهای درتماس فقط در صورتی مجاز است که در نقشه‌های اجرایی تصریح شده باشد. ح:    ضوابط مهاری، وصله و قطع کردن گروه میلگردهای درتماس در بخش دوم آیین‌‌نامه بتن ایران ارائه شده است. پوشش بتنی روی میلگردها پوشش بتنی روی میلگردها برابر است با حداقل فاصله بین رویه میلگردها، اعم از طولی یا عرضی، تا نزدیکترین سطح آزاد بتن.  ... ضخامت پوشش بتنی روی میلگردها الف:  کلیات  ضخامت پوشش بتنی روی میلگردها نباید کمتر از مقادیر زیر اختیار شود.        1-    قطر میلگردها        2-    بزرگترین اندازه اسمی سنگدانه‌های تا 32 میلیمتر، یا 5 میلیمتر بیشتر از بزرگترین اندازه اسمی سنگدانه‌‌های بزرگتر از 32 میلیمتر. ب:   ضخامت پوشش بتنی محافظ میلگردها متناسب با شرایط محیطی، کیفیت بتن و نوع قطعه مورد نظر نباید از مقادیر داده شده در جدول 3 کمتر باشد. انواع شرایط محیطی ذکر شده در این جدول به شرح زیر طبقه‌بندی می‌شود.       1-    شرایط محیطی ملایم: به شرایطی اطلاق می‌شود که در آن هیچ نوع عامل مهاجم از قبیل رطوبت، تعریق، تر و خشک شدن متناوب، یخ زدن و آب شدن، سرد و گرم شدن متناوب، تماس با خاک مهاجم یا غیر مهاجم، مواد خورنده، فرسایش شدید، عبور وسایل نقلیه یا ضربه موجود نباشد، یا قطعه در مقابل اینگونه عوامل مهاجم به نحوی مطلوب محافظت شده باشد.   2-    شرایط محیطی متوسط: به شرایطی اطلاق می‌شود که در آن قطعات بتنی، در معرض رطوبت و گاهی تعریق قرار می‌گیرند.               قطعاتی که به طور دائم با خاکهای غیر مهاجم یا آب تماس دارند یا زیر آب با PH بیشتر از 5 قرار می‌گیرند دارای شرایط محیطی متوسط تلقی می‌شوند.    3-    شرایط محیطی شدید: به شرایطی اطلاق می‌شود که در آن قطعات بتنی در معرض رطوبت یا تعریق شدید یا تر و خشک شدن متناوب یا یخ زدن و آب شدن و سرد و گرم شدن متناوب نه چندان شدید قرار می‌گیرند.               قطعاتی که در معرض ترشح آب دریا باشند یا در آب غوطه‌ور شوند طوری که یک وجه آنها در تماس با هوا قرار گیرد، قطعات واقع در هوای دارای نمک و نیز قطعاتی که سطح آنها در معرض خوردگی ناشی از مصرف مواد یخ‌زدا قرار می‌گیرد دارای شرایط محیطی شدید محسوب می‌شوند.     4-    شرایط محیطی بسیار شدید: به شرایطی اطلاق می‌شود که در آن قطعات بتنی در معرض گازها، آب و فاضلاب ساکن با PH حداکثر 5، مواد خورنده یا رطوبت همراه با یخ زدن و آب شدن شدید قرار می‌‌گیرند، از قبیل نمونه‌های ذکر شده در مورد شرایط محیطی شدید، در صورتی که عوامل مذکور حادتر باشند.        5-    شرایط محیطی فوق‌العاده شدید: به شرایطی اطلاق می‌شود که در آن قطعات بتنی در معرض فرسایش شدید عبور وسایل نقلیه، یا آب و فاضلاب جاری با PH حداکثر 5 قرار می‌گیرند. رویه بتنی محافظت نشده پارکینگها و قطعات موجود در آبی که اجسام صلبی را با خود جابه‌جا می‌کند، دارای شرایط محیطی فوق‌العاده شدید تلقی می‌شوند.               شرایط محیطی جزایر و حاشیه خلیج فارس و دریای عمان به طور عمده جزو این شرایط محیطی قرار می‌گیرند. جدول 3 مقادیر حداقل پوشش بتن (میلیمتر) پ:   در صورتی که بتن در جوار دیواره خاکی مقاوم ریخته شود و به طور دائم با آن در تماس باشد، ضخامت پوشش نباید کمتر از 75 میلیمتر اختیار شود. ت:   در صورتی که بتن دارای سطح فرورفته و برجسته (نقش‌دار یا دارای شکستگی) باشد، ضخامت پوشش باید در عمق فرورفتگیها اندازه‌گیری شود. ث:   ضخامت پوشش بتنی برای محافظت میلگردها در برابر حریق.        در صورتی که لازم باشد عضوی دارای درجه آتشپادی معینی باشد، حداقل ضخامت پوشش بتنی محافظ میلگردها باید توسط مراجع مربوط مقرر شود. ج:    میلگردها، و کلیه قطعات و صفحات فولادی پیش‌بینی شده برای توسعه آتی ساختمان باید به نحوی مناسب در مقابل خوردگی محافظت شوند. به تصاویر دقت کنید:   نوع شرایط محیطی نوع شرایط محیطی نوع شرایط محیطی نوع شرایط محیطی نوع شرایط محیطی فوق‌العاده شدید بسیار شدید شدید متوسط ملایم نوع قطعه 75 65 50 45 35 تیرها و ستونها 60 50 35 30 20 دالها، دیوارها و تیرچه‌ها 55 45 30 25 20 پوسته‌ها و صفحات پلیسه‌ای 90 75 60 50 40 شالوده‌ها 7- توجه داشته باشید که آرماتوربندی را که توسط مهندس ناظر تایید شده است نباید قبل از بتن ریزی تغییر داد (خصوصا از خارج کردن میلگردها جدا خودداری نمایید و در صورت مشاهده سریعا به مهندس ناظر گزارش دهید.) 8- فاصله بین میلگردها تا سطح قالب بندی حداقل باید 5/2 سانتی متر باشد تا پوشش بتنی روی میلگردها دارای ضخامت مناسبی باشد و علاوه بر ایجاد پیوستگی بین بتن و میلگرد، محافظت میلگردها در برابر خوردگی و زنگ زدگی انجام شود. 5- از خم کردن آرماتور در دمای پایین تر از 5 درجه سانتیگراد خودداری شود و از باز و بسته کردن خمها به منظور شکل دادن مجدد میلگردها جدا خودداری شود در صورت مشاهده چنین مواردی باید به مهندس ناظر اعلام گردد تا مطابق ضوابط اقدام شود . 6- تمام میلگردها باید به صورت سرد و تا حد امکان با دستگاههای مکانیکی خم شوند از خم کردن آرماتورها و بولتهای صفحه های ستون به کمک حرارت ( هوابرش ) جدا خودداری شود. 4- تمام میلگردها باید توسط قیچی مخصوص بریده شود و جدا از بریدن میلگردها به کمک دستگاه هوا برش خودداری شود . توجه داشته باشید که حرارت موجب افت کیفیت میلگردها میگردد. 3- خاموتها باید مطابق بوسیله سیم آرماتوربندی به تمام میلگردهای طولی مهار شوند این امر الزامی است و میبایست توسط پیمانکار رعایت گردد و در صورت عدم توجه دستگاه نظارت موظف است از ادامه کار پیمانکار تا رفع نواقص فوق جلوگیری نماید. قالب بندی   انواع قالب بتن در ساختمانها و ابنيه بتني قالبها، كه در حقيقت ظروف موقتي با شكل و فرم مورد نظر براي نگهداري ميلگردها (آرماتور) و بتن خيس تازه هستند، نقش مهمي به عهده دارند. قالببندي قسمت عمدهاي از مخارج ساخت و اجراي اسكلتهاي بتني و اجزاي بتني ساختمان را به خود اختصاص ميدهد. هزينه مصالح، ساخت و اجراي قالبهاي بتني بستگي به شكل قالب و دشواري ساخت آن و نوع مصالح مصرفي دارد. در پارهاي از موارد ممكن است قالببندي تا بيش از 75 درصد هزينة يك عضو بتني را به خود اختصاص دهد. يك قالب، در عين حال كه بايد داراي فرم مورد نظر بوده و از نظر اقتصادي قابل قبول باشد، بايد استحكام و ايمني كافي داشته باشد. طرح قالبهاي بتن كه براي استحكام كافي براي نگهداري بتن داشته و در اثر فشارهاي وارده مقاوم باشد و در موقع بتنريزي، از فرم اصلي خارج نشده و به اصطلاح شكم ندهد مسئلهايست سازهاي. اين مسئله، جز در مواردي كه از قالبهاي پيشساخته با مشخصات معين استفاده شود، در رابطه با طرح قالبهاي ديوار، ستون و يا تاوهها كه از صفحات و يا تختههاي چوبي ساخته ميشوند. صادق است پس از طرح و محاسبه بارهاي وارده، هر يك از قسمتهاي اصلي قالب را ممكن است به عنوان يك تير تحليل نموده و حداكثر ممان و برش و خمشي كه ممكن است وجود داشته و پيش آيد محاسبه نمود. سپس با محاسبه بارهاي كششي و فشارهاي وارد بر قطعات تقويتي عمودي و تيرهاي نگهدارنده خارجي اندازههاي لازم آنها را محاسبه مينمايند. براي آنكه يك قالب از نظر اقتصادي با صرفه بوده و هزينههاي مصرفي براي ساخت آن به حداقل برسد بايد به نكات زير توجه نمود: 1ـ مخارج تهيه مصالح و ساخت قالب متناسب با نيازهاي مورد مصرف آن باشد. 2ـ مصالح مصرفي براي ساخت قالب با دقت كافي انتخاب و تهيه شود به نحوي كه بين دفعات استفاده از قالب و تداوم فعاليتهاي كارگاه از نظر اقتصادي تعادل برقرار باشد. به عبارت ديگر هرچقدر امكان تعداد دفعات بيشتر استفاده از قالب وجود داشته باشد به همان ميزان در استحكام آن و انتخاب نوع مصالح مرغوب بايد توجه بيشتري مبذول داشت. 3ـ انتخاب روش ساخت و مصالح مناسب و در صورت لزوم پوشش مناسب سطوح داخلي قالب، به نحوي كه امكان دستيابي به نتايج مورد نظر مستقيماً ميسر باشد. ترميم بتن و يا تغيير و اصلاح فرم مورد نظر طرح شده قبلي پس از گرفتن بتن و باز كردن قالبها هم بسيار دشوار و حتي در صورتي كه امكان داشته باشد، به مراتب از پيشبينيهاي لازم اوليه گرانتر تمام ميشود. 4ـ روش مناسب و وسايل كافي براي حمل، بلند كردن و سوار نمودن قالبها در محل كار انتخاب و پيشبيني شده باشد. 5ـ انواع مصالحي كه ممكن است به كار برده شوند، نظير قالبهاي فلزي و يا چوبي بايد مورد توجه و بررسي قرار گيرند و هر كدام كه برحسب مورد مناسبتر تشخيص داده شد انتخاب شود. قالبهاي چوبي معمولاً سبكتر و لذا امكان ساخت قطعات بزرگتر و استفاده از آنها بيشتر از قالبهاي فلزي نظيرشان است. در عوض قالبهاي فلزي را به دفعات بيشتر از قالبهاي چوبي ميتوان مصرف نمود. 6ـ طراحي قالب بايد به نحوي انجام شود كه در چهارچوب خواستههاي معماري و سازهاي بتوان به تعداد دفعات هر چه بيشتر مصرف كرد و تطبيق و تنظيم آن براي كارهاي بعدي تكراري سهل و راحت باشد. تعادل موارد فوق بايد طوري باشد كه قبل از شروع قالببندي امكان محاسبه مخارج آن مقدور بوده و از نظر اقتصادي به صرفه و توجيهپذير باشد. در زير طرز قالببندي اجزاء مختلف ساختمانهاي بتني شرح داده شده است. قالببندي ديوارهاي بتني : الف) روش معمولي : دو نمونه از قالببندي ديوارهاي بتني به طريق معمولي وجود دارد. قسمت اصلي قالب (سطوحي كه مستقيماً با بتن در تماس است) از صفحات چوبي و يا از تختههاي چوبي ساخته ميشود. براي استحكام قالب و جلوگيري از باز شدن آن هنگام بتنريزي و حفظ فاصلة بين دو ديواره قالب بستهاي مخصوصي را به كار ميبرند. براي نصب بستها يا دو عدد چهارتراش، كه به فاصله معيني از هم به صورت افقي قرار ميگيرند و يا يك چهارتراش به كار ميبرند. در حالت اخير بايد براي عبور ميلههاي بستها چهارتراشها را در محلهاي لازم سوراخ كرد. براي جلوگيري از فشار بتن روي مجموعه قالب در هنگام بتنريزي، و همچنين پايداري قالب، تيرهاي چوبي كه به آنها دستك گفته ميشود و يك سر آن بر روي زمين محكم شده و سر ديگر آن را به قالب محكم كردهاند، به كار ميبرند. پارهاي از انواع مختلف بستها وجود دارند. بستها ممكن است همراه با صفحه فلزي نيرو پخشكن، نظير واشر باشند به طوري كه بتوان فاصلة دو ديواره قالب را تا موقع بتنريزي به اندازه لازم حفظ كرد. به طور كلي بستها ممكن است شامل يك ميله سادهاي كه دو سر آن و يا گاهي فقط يك سر آن، پيچ شده است باشد كه در اين صورت يا ميله را پس از بتنريزي در بتن گذاشته و پس از باز كردن قالب قسمتهاي اضافي كه بيرون مانده است را قطع ميكنند و يا پس از گرفتن بتن و قبل از سخت شدن آن را بيرون ميكشند و يا به صورت دو پوستهاي است كه امكان جدا كردن ميله از داخل پوسته وجود دارد. در قالببندي گوشهها و پايهها بايد دقت كافي مبذول داشت و با پشتبندهاي اضافي آنها را تقويت كرد. ب) روش بالارو : از جمله محسنات اين روش قالببندي كه براي ديوارهاي نسبتاً بلند استفاده ميشود تعداد دفعات بيشتر استفاده از قالب و سرعت عمل بيشتر آن است. در اولين دفعه استفاده از قالب دو ديواره قالب با تكيه به پاخور بتني (رامكا) به صورت معكوس قرار ميگيرد. پس از ريختن بتن و سخت شدن آن، قسمتهاي داخلي قالب را تا حد نهايي بتن ريخته شده بالا ميبرند و پس از محكم كردن آن قسمت دوم ديوار را بتن ريزي ميكنند. پس از سخت شدن بتن، قالب را باز كرده و نظير دفعه اول عمل ميكنند. عمل قالببندي و بتنريزي را به همين ترتيب تا انتهاي كار و اتمام بتنريزي ديوار ادامه ميدهند. ج) روش لغزنده : در اين روش قالب را به صورت پيوسته و پس از هر مرتبه بتنريزي به كمك جكهاي هيدروليكي و در حالي كه دو جداره قالب به بتن ريخته شده قبلي چسبيده است به سمت بالا ميكشند. اين روش براي ساختن سازههايي نظير منابع آب، هسته مركزي ساختمانهاي چند طبقه و يا سيلوها روش مناسبي است. از آنجايي كه روش لغزنده به صورت پيوسته انجام ميشود براي استفاده هر چه بهتر و اقتصاديتر از قالب و جلوگيري از وقفه كار نياز به برنامهريزي دقيق و آماده كردن وسايل و امكانات لازم نظير، تعيين ساعات كار كارگران در مراحل مختلف، فراهم كردن نور مصنوعي كافي براي كار در شب و تهيه و حمل و ريختن به موقع بتن دارد. فرم معماري و طرح سازهاي كه قرار است با استفاده از قالبهاي لغزنده بتنريزي كرد بايد مناسب براي اين سيستم قالببندي باشد. معمولاً نكته اصلي در اين مورد يكنواختي ضخامت ديوار با حداقل حفرهها و سوراخ در بدنه آن با ارتفاعي حداقل برابر 20 متر است. قسمتهاي اصلي يك قالب لغزنده عبارتند از: ديوارههاي قالب : ديوارههاي قالب بايد به اندازه كافي محكم و مقاوم باشند. جنس اين ديوارهها ممكن است چوبي و يا فلزي باشند. قالبهاي فلزي به مراتب سنگينتر از قالبهاي چوبياند ولي در عوض استحكام بيشتري داشته و تعداد دفعات استفاده از آنها بيشتر است. تعميرات و يا تغييرات احتمالي قالبهاي فلزي نيز نسبت به قالبهاي چوبي دشوارتر است در عوض تميز كردن آنها آسانتر و نماي بتن پس از باز كردن قالب صافتر است. انواع قالب لغزنده امروزه برای ساخت سازه های بلند و با طول زیاد نظیر سیلوها، برج های مخابراتی، هسته های برشی ساختمان های بلند، برج های خنک ساز، دودکشها، پایه های پله، کف تونلها، کانال های آب، کف جاده ها و سازه های مشابه که اجرای آنها در گذشته نیاز به داربست بندی سنگین در اطراف سازه داشت، از روشی استفاده می گردد که قالب لغزنده نام دارد. با استفاده از روش قالب لغزنده بسیاری از داربست بندی های اطراف سازه حذف گردید و سرعت اجرای کار به همراه نمای بهتر برای کار افزایش می یابد. قالب های لغزنده قائم اساس روش اجرای قالب لغزنده عمودی این است که قالب به ارتفاع ۱ تا ۱٫۵ متر در فواصل زمانی متناوب به بالا کشیده می شود. در ضمن بالا کشیدن قالب عملیات بتن ریزی و آرماتور بندی نیز ادامه می یابد و دائما مخلوط بتن از بالا به درون قالب ریخته شده و ضمن حرکت قالب به سمت بالا بتن سخت شده از قسمت زیرین قالب جا می ماند. سرعت حرکت قالب به نحوی تنظیم می شود که بتن در زمان خارج شدن از قالب ضمن تحمل وزن خود، جهت حفظ شکل خود از مقاومت کافی برخوردار باشد. قالب بندی لغزان قائم را می توان بر اساس حرکت پیوسته انجام داد و یا آن را طوری برنامه ریزی کرد که در ارتفاع معینی متوقف گردد و سپس حرکت لغزان خود را مجددا از سر گیرد. معمولا حرکت قالب لغزان با سرعتی یکنواخت صورت می گیرد. در صورتی که قالب لغزان دارای توقف باشد درزهایی به وجود می آیند که با درزهای میان مراحل بتن ریزی در عملیات ساختمانی با قالب ثابت فرقی ندارد. قالب لغزنده در امتداد قائم با سرعتی یکنواخت حرکت می کند و این سرعت به اندازه ای است که هر مقطع از بتن در طول مدت زمان لازمی که برای گیرش اولیه نیاز دارد درون قالب می ماند. روش قالب لغزنده عمودی برای سازه های پوسته ای با ضخامت جدار ثابت و یا تقریبا ثابت به کار می رود. قالب های لغزان قائم توسط جکهایی به بالا حرکت داده می شوند که بر روی میله های صاف یا لوله های سازه ای کار گذاشته شده در بتن سخت عمل می کنند. این جکها ممکن است از نوع دستی، بادی، برقی و یا هیدرولیکی باشند. سکوهای کار و داربست های کارگران پرداختکار نیز به قالب بندی متصل و به همراه آن حرکت می کنند. قسمتهای اصلی یک قالب لغزنده دیوارههای قالب: دیوارههای قالب باید به اندازه کافی محکم و مقاوم باشند. جنس این دیوارهها ممکن است چوبی و یا فلزی باشند. قالبهای فلزی به مراتب سنگینتر از قالبهای چوبیاند ولی در عوض استحکام بیشتری داشته و تعداد دفعات استفاده از آنها بیشتر است. تعمیرات و یا تغییرات احتمالی قالبهای فلزی نیز نسبت به قالبهای چوبی دشوارتر است در عوض تمیز کردن آنها آسانتر و نمای بتن پس از باز کردن قالب صافتر است. خود قالب ها را می توان در سه بخش در نظر گرفت : • یوغها • پشت بندهای افقی (کمرکش) • قالب بدنه یوغها دو وظیفه اصلی دارند: جلوگیری از باز شدن قالب ها در قالب در برابر فشارهای جانبی بتن و انتقال بار و فشار به جکها. پشت بندها نیز برای تقویت مقاومت خمشی بدنه قالب ساخته شده و بار قالب ها را به یوغ ها منتقل می کنند. سکوی نازک کاری، عرشه اجرایی و سکوی طره ای به پشت بندهای افقی متصل می شوند. اتصال پشت بندها به یوغ باید قادر به حمل این بارها باشد. قالب بدنه که نیز می تواند از پانلهای فلزی، پانلهای چند لایه و یا الوارهای چوبی باشد مستقیما به پشت بندهای افقی متصل می شود. طوقه ها: برای نگهداری سکوی کار و انتقال آن و همچنین نگهداری و تحمل وزن قالب و کابل جک در نظر گرفته میشوند. طوقهها معمولاً فلزی و به صورت پروفیلهایی مناسب طرح و در نظر گرفته میشوند. سکوی کار: معمولاً سه سطح کار در نظر میگیرند. یکی که بالاتر از طوقهها و در ارتفاعی در حدود دو متر و بالاتر از انتهای دیوار قرار گرفته و برای استفاده از بست های فلزی ثابتکننده به کار میروند. دیگری سکویی است که در بالای کف و همتراز بالای قالب قرار میگیرد و برای قرار دادن ظرف بتن و انبار کردن مصالح و وسایل تراز کردن و همچنین وسایل کنترل جک مورد استفاده قرار میگیرد و بالاخره سومین سکو به صورت چوببست آویزان و یا یکسره که معمولاً در دو طرف دیوار قرار گرفته و برای دسترسی به نمای قسمتی از دیوار، که به تازگی قالب آن را باز کرده و ترمیم احتمالی آن، مورد استفاده قرار میگیرد. جکهای هیدرولیکی: جکهای هیدرولیکی مورد استفاده معمولاً با ظرفیت خود، نظیر جکهای سه تنی و یا شش تنی مشخص میشوند. قالب بندی دیوار های بتنی به روش لغزنده از جمله مزایای این روش قالببندی که برای دیوارهای نسبتا بلند استفاده میشود تعداد دفعات بیشتر استفاده از قالب و سرعت عمل بیشتر آن است. در اولین استفاده از قالب دو دیواره قالب با تکیه به پاخور بتنی (رامکا) به صورت معکوس قرار میگیرد. پس از ریختن بتن و سخت شدن آن، قسمتهای داخلی قالب را تا حد نهایی بتن ریخته شده بالا میبرند و پس از محکم کردن آن قسمت دوم دیوار را بتن ریزی میکنند. پس از سخت شدن بتن، قالب را باز کرده و نظیر دفعه اول عمل میکنند. عمل قالببندی و بتنریزی را به همین ترتیب تا انتهای کار و اتمام بتنریزی دیوار ادامه میدهند. قالب ها ی لغزنده و افقی این نوغ قالب برای ریختن بتن دیوارهای طولانی، کف و جداره کانال های بزرگ، بتن ریزی شیبها، کف تونلها و سطح راه ها به کار می رود. به دلیل اینکه اکثر قالب بندی های افقی لغزان بر روی تکیه گاه ثابت قالب مانند سنگ یا خاک انجام می شود، این عملیات اصولا عملیات تحکیم، شمشه کشی، پرداختکاری است. ماشین قالب لغزان معمولا بر روی ریل یا سکوی شکل داده شده حرکت می کند. بخش دریافت بتن ماشین ناوه ای است که برای توزیع یکنواخت بتن در تمامی بخشهای قالب طراحی شده است. متراکم ساختن بتن توسط لوله لرزانی انجام می شود که با لبه جلویی قالب موازی و کمی جلوتر از آن قرار دارد. متراکم کردن بتن سازه را می توان با ویبراتورهای دستی نیز انجام داد. لوله های بتنی در جای یکپارچه نیز با استفاده از روش قالب بندب لغزان افقی تولید می شوند. ساخت پوششی کامل تونل با قالب بندی لغزان نیز انجام شده است. قالب های رونده قالب های رونده یا قالب های بالا رونده قالب هایی هستند که پس از هر بار بتن ریزی از سطح بتن فاصله گرفته و به صورت خزنده (با فشار جک و یا با استفاده از کارگر و جرثقیل) جابجا می شوند. این قالب ها معمولا برای اجرای دیوارهای بلند کاربرد دارند. در اجرای سنتی دیوارهای بلند لازم است که دو طرف دیوار داربست بندی گردد اما در شیوه قالب های رونده، قالب هر مرحله به مرحله قبلی متکی شده و قالب همانند یک صخره نورد به سمت بالا صعود کرده و مراحل فوقانی دیوار را به اجرا در می آورد، بدون اینکه نیاز به داربست جانبی داشته باشد. هر مرحله از اجرای دیوار به این شیوه را لیفت می گویند. در این قالب ها از دو سری قالب استفاده می شود و در هر مقطع یک سری قالب بر بالای سر قالب سری قبل استقرار پیدا می کند. بدین ترتیب که در حدود ۵۰ تا ۷۰سانتی متر از بالای قالب، سوراخی کار گذاشته می شود و قالب توسط جرثقیل بلند شده و پای آن در سوراخ مذکور توسط بولت محکم می شود و قالب توسط جک در وضعیت شاقول تثبیت می شود. سوراخ لیفت اول در لیفت دوم نیز ایجاد می گردد تا در اجرای لیفت سوم مورد استفاده قرار گیرد. قالب های پرنده اصطلاح قالب پرنده به سیستمی اطلاق می شود که اجزا آن به یکدیگر متصل شده و یک واحد بزرگ را تشکیل می دهند که به آن عرشه می گویند. این سیستم برای قالب بندی دال بتنی در ساختمانهای چندین طبقه مورد استفاده قرار می گیرد. پس از آکه بتن هر طبقه ریخته شده و مقاومت لازم را کسب کرد، قالب پرنده (بدون جاسازی اجزا) از بتن جدا شده و به صورت افقی به سمت بیرون ساختمان حرکت داده می شود و در بیرون ساختمان بالا کشیده می شود تا در موقعیت جدید برای یک دال دیگر مورد استفاده مجدد قرار گیرد. اصطلاح “قالب عرشه پرنده” از آنجا گرفته شده است که این قالب به سمت بیرون ساختمان حرکت داده می شود (پرواز می کند) و به سمت بالا کشیده می شود تا در تراز طبقه بالاتر مورد استفاده قرار گیرد. هر واحد قالب پرنده از اجزا سازه ای مختلفی از جمله: خرپاها، تیرها، تیرچه ها و رویه فلزی یا پلاستیکی تشکیل و مونتاژ می شود تا چندین بار مورد استفاده قالب بندی دالهای ساختمان قرار گیرند. این قالب ها را میتوان برای نگاه داشتن تیرها و شاه تیرها، دالها و سایر اجزا سازه ای مورد استفاده قرارداد. مزایا و معایب استفاده از قالب لغزنده ( عمودی ( بطور کلی می توان مزایای استفاده از قالب لغزنده عمودی را به شرح زیر برشمرد : ۱ – سرعت اجرای سازه بسیار بالاست . ۲ – سازه اجرا شده کاملا” یکپارچه بوده و عاری از وجود درزهای ساختمانی عمودی و افقی است . ۳ – نیازی به استفاده از داربست برای انجام کار نمی باشد . ۴ – امکان پیش ساخته کردن قطعات قالب در کارخانه وجود دارد و لذا عمیلات درون کارگاه ساختمانی از لحاظ آهنگری و نجاری به حداقل می رسد . ۵ – استفاده از این نوع قالب از ایمنی بالایی برخوردار است . ۶ – استفاده از این نوع قالب از لحاظ اقتصادی به صرفه است . البته لازم به ذکر است که استفاده از قالب لغزنده برای سازه های مرتفع بلندتر از ۲۰ متر به صرفه خواهد بود و برای سازه های غیر مرتفع چندان مناسب نمی باشد . استفاده از قالب لغزنده دارای معایبی نیز می باشد که عبارتند از : ۱ – قیمت اولیه آن گرانتر از قالب های معمولی است . ۲ – اجرای بازشوها ، برآمدگیها و همچنین آرماتورهای انتظار مشکل است . اصولا” قالب لغزنده برای اجرای سازه هایی که مقطع ثابت داشته باشند ( مانند سیلوهای گندم و … ) مناسب تر است . ۳ – تدارکات اجرایی مشکل است . با توجه به اینکه کار با قالب لغزنده معمولا” ۲۴ ساعته و بطور سه شیفت اجرا می شود ، در نتیجه تأمین بتن ، آرماتور و سایر تدارکات مورد نیاز آن حساس تر از کارهای معمولی است . در صورت قطع برق ، وجود ژنراتور ضروری است و همچنین بایستی پیش بینی های لازم در مورد خراب شدن دستگاه بتن ساز ، پمپ بتن و سایر وسایل کار بعمل آید . ۴ – در گرما و یا در سرمای شدید اجرای قالب لغزنده نسبت به روشهای دیگر مشکلات بیشتری را به همراه دارد . ۵ – بطور کلی استفاده از قالب لغزنده نیاز به نیروی متخصص بیشتری داشته و می بایستی هماهنگی لازم بین اکیپهای مختلف کاری وجود داشته باشد . طوقهها : اين طوقهها براي نگهداري سكوي كار و انتقال آن و همچنين نگهداري و تحمل وزن قالب و كابل جك در نظر گرفته ميشوند. طوقهها معمولاً فلزي و به صورت پروفيلهايي مناسب طرح و در نظر گرفته ميشوند. سكوي كار : معمولاً سه سطح كار در نظر ميگيرند. يكي كه بالاتر از طوقهها و در ارتفاعي در حدود دو متر و بالاتر از انتهاي ديوار قرار گرفته و براي استفاده از بستهاي فلزي ثابتكننده به كار ميروند. ديگري سكويي است كه در بالاي كف و همتراز بالاي قالب قرار ميگيرد و براي قرار دادن ظرف بتن و انبار كردن مصالح و وسايل تراز كردن و همچنين وسايل كنترل جك مورد استفاده قرار ميگيرد و بالاخره سومين سكو به صورت چوببست آويزان و يا يكسره كه معمولاً در دو طرف ديوار قرار گرفته و براي دسترسي به نماي قسمتي از ديوار، كه به تازگي قالب آن را باز كرده و ترميم احتمالي آن، مورد استفاده قرار ميگيرد. جكهاي هيدروليكي : جكهاي هيدروليكي مورد استفاده معمولاً با ظرفيت خود، نظير جكهاي سه تني و يا شش تني مشخص ميشوند. قالببندي ستونها : ديوارههاي قالب ستونها نظير قالب ديوار است. پشتبندها معمولاً از چهارتراشهايي با مقطع مربع و به اندازه لزوم و به فواصل معين و مساوي هم ساخته شده و به كمك بستهاي فلزي و گوهها محكم ميشوند. با توجه به زيادي تعداد ستونها، به خصوص در ساختمانهاي بزرگ، قالب ستونها را ميتوان به دفعات نسبتاً زيادي مورد استفاده قرار داد. به همين علت بايد در طراحي و ساخت آنها دقت كافي به كار بست تا ضمن استحكام كافي، باز و بسته كردن آنها ساده و عملي باشد. قالب ستونهاي گرد به صورت لولههايي با قطر مشخص و از جنس فايبرگلاسهاي مسلح شده و يا از اجناسي نظير آن ، كه ضمن استحكام كافي نسبتاً سبك باشد، انتخاب ميكنند. قالبهاي ستونهاي گرد را گاهي از چوب نيز ميسازند. در اين حالت عرض صفحات چوبي را به مراتب كمتر از حالت قالبهاي ستونهاي چند ضلعي در نظر ميگيرند. امروزه در ايران، به علت كمبود و گراني چوب، ساختن و استفاده از قالبهاي فلزي براي ستونهاي بتني رايج شده است. اين قالب كه به دفعات نسبتاً زيادي ميتوان به كار برد و از ورقهاي فلزي با پشتبندهايي از نبشي ساخته ميشوند وزن نسبتاً زيادي داشته و جابجايي آنها دشوارتر از قالبهاي چوبي نظيرشان است. انواع قالب های فلزی بتن: قالب ستون چهار گوش:   از ترکیب پانلهای مسطح و کنجهای بیرونی می توان قالب بندی ستونها را انجام داد. بجهت عمود نگه داشتن سطوح ستون نسبت به یکدیگر از قیدها استفاده می گردد، که بر دو نوع لوله ای و ناودانی می باشند. زاویه داخلی قیدها قائم و به صورت گونیا ساخته می شوند.قیدهای لوله ای با گیره کوتاه به بدنه قالب بسته می شوند. در ستونهائی با ابعاد بیشتر از 60*60 سانتی متر از قید ناودانی به همراه گیره بلند می گردد. برای جلوگیری از از پیچش ستونها بخصوص در ستونهای مرتفع و یا ستونهائی که هر وجه آنها از ترکیب دو یا چند پانل بوجود آمده باشد، پیشنهاد می گردد که کنجها و پانلهای مورد استفاده از یک ارتفاع نباشند، به عنوان مثال در صورتیکه از کنجهای 150 سانتی متری استفاده می گردد بهتر است که از پانلهای 100 و 200 سانتی متری استفاده شود.   قالب ستون گرد: قالب ستون با مقاطع گرد جهت اجرای ستون با مقطع دایره با توجه به اندازه و قطر و ارتفاع ستون ،قالب های خاصی طراحی و ساخته می شود. معمولا مقطع ستون های گرد از دو سگمنت 180 درجه تشکیل می گردد و سگمنت های فوق توسط کلمپس فولادی نشکن به یکدیگر متصل می گردند.   قالب فونداسیون: با استفاده از پانلهای مسطح ، کنجهای داخلی و بیرونی، لوله های پشت بند و سایر اتصالات مدولار می توان به راحتی سایر نقشه های انواع فونداسیون ها از قبیل گسترده، نواری و منفرد را اجرا نمود.   قالب بندی دیوار دوطرفه: در اجرای قالب بندی دیوارهای دو طرفه، همان مواردی که در طراحی قالب یکطرفه اشاره شد لحاظ می گردد با این تفاوت که برای ثابت نگه داشتن فاصله دو سطح قالب که همان ضخامت دیوار می باشد و نیز مهار فشار جانبی بتن از پانلهای سوراخدار و میان بلت استفاده می شود. عبور میان بلت ها از دو پانل مسطح سوراخدار روبروی هم می باشد، که اغلب پانلهای مسطح مدولار به صورت سوراخدار نیز عرضه می گردد تا با توجه به نیاز پروژه از آنها استفاده می گردد. در مواردی که از پانل سوراخدار بخواهیم بجای پانلهای ساده استفاده نمائیم می توان سوراخهای آن را با استپ پین مسدود نمود. نكات عمومي در ساختن قالبها : در ساختن قالب اجزاء مختلف بتني نكات زير را بايد رعايت كرد: 1ـ صفحات و اندازه قالبها بايد به اندازه كافي به هم چسبيده و متصل شوند تا از خارج شدن شيره بتن، كه باعث ايجاد حفرههايي در سطح بتن ميشود، كرموشدن بتن، جلوگيري گردد. 2ـ قبل از بتنريزي قالبها را بايد در كليه جهات عمودي و افقي، كنترل نمود و از استحكام پشتبندها، دستكها و تيرهاي نگهدارنده قالب مطمئن گرديد. 3ـ در موقع بتنريزي قالبها را بايد پيوسته كنترل كرد و در صورت لزوم آنها را تنظيم و يا تقويت كرد. 4ـ قبل از بتنريزي كليه قسمتهاي داخلي قالب را بايد كنترل نمود و آن را از هر گونه اشياء اضافي، نظير خردههاي چوب پاك كرد. 5ـ اگر ارتفاع بتنريزي بيش از 5/1 متر باشد بايد از وسائلي نظير ناودانهاي فلزي و يا لولههاي لاستيكي استفاده كرد تا از جدا شدن دانههاي شن و ماسه و دوغاب سيمان از هم جلوگيري شود. 6ـ در موقع ويبره كردن بتن بايد انتهاي ويبراتور تا حد پايين بتن پايين برد و حتي بتن ريخته شده قبلي را تا حداكثر 20 سانتيمتر ويبره كرد. بايد توجه داشت كه ويبره كردن بتن ريخته شده قبلي، بخصوص اگر بتن نسبتاً سخت شده باشد، ممكن است باعث باز شدن و شكستگي قالب، به خصوص در مورد ديوارها و بتنها شود. يادآوري ميشود كه ويبره كردن بتن ريخته شده قبلي در صورتي كه بتن به حالت پلاستيكي درآيد براي بتن ضرري نخواهد داشت. 7ـ موقعي كه بتنريزي با پمپ و از ته قالب انجام ميشود بايد توجه داشت كه پر كردن قالب از بتن با سرعت زياد صورت گيرد تا از سخت شدن آن قبل از پر شدن قالب جلوگيري شود. در صورتي كه قدرت پمپ و ميزان بتنريزي به اندازهاي كم باشد كه بتن شروع به گرفتن كند فشار زيادي به سطوح داخلي قالب وارد آمده و ممكن است باعث باز شدن و يا شكستگي مي شود.   پی مقدمه مهندسی ژئوتكنیك زیرمجموعه ای از مهندسی عمران در زمینه مسائل مرتبط بابكارگیری ورفتار خاك ومصالح خاكی می باشد. مهندسی ژئوتكنیك متشكل ازدوبخش كلی مكانیك خاك ومهندسی پی می باشد. درواقع مهندسی پی شامل بكار گیری اصول مكانیك خاك در تحلیل و طراحی شالوده ساختمانها و ابنیه در تماس باخاك می باشد .كلیه سازه هایی كه بر روی زمین بنا می شوند از جمله ساختمانها،پلها،خاكریزها از دو بخش تشكیل می شوند. 1-   سازه فوقانی(sperstructare)؛بخش نمایان سازه 2-   سازه زیرین(substructure)؛بخش مدفون سازه بخش سازه زیرین به عنوان حائل بین سازه فوقانی و زمین تكیه گاه عمل می كند یعنی بار سازه فوقانی را به زمین منتقل می نماید. مبحث مهندسی پی بررسی تاثیر متقابل سازه زیرین و زمین تكیه گاه می باشد.   تعریف پی و اهمیت آن پی عبارت است از سازه زیرین و بخشی ازخاك مجاورآن كه تحت تاثیر این سازه وبارهای وارد بر آن می باشد مبحث 7 مقررات ملی ساختمان نیز تعریف مشابهی از پی ارائه كرده است:مجموعه بخش هایی از سازه و خاك در تماس با آن كه انتقال بار بین سازه و زمین از طریق آن صورت می گیرد پی نامیده می شود.در واقع وظیفه پی انتقال بارهای بخش های فوقانی به خاك زیر پی می باشد بنحویكه تنش های بیش از حد ونیز نشست های اضافی ایجاد نگردد. کلیه پی ها بمنظور انتقال بارهای سازه فوقانی به زمین طرح میشوند. بار اکثر سازه های فوقانی توسط اجزاء ستون مانندی حمل میشوند که شدت تنش در آنها در حدود Mpa10(ستون بتنی) تاMPa140(ستون فلزی) میبــاشد چنین تنــشــهایـــی می بایست به خاک تکیه گاهی حمل گردد که ظرفیت باربری آن بندرت بیش از KPa500 واغلب در حدود KPa 250-200 میباشد.باتوجه به این ارقام میتوان دریافت که این عضو واسط یعنی پی مصالحی را به یکدیگر مرتبط می سازد که مقاومت مهندسی مفید آنها تا چند صدبرابر متفات است واین به نوبه خود اهمیت طرح صحیح و ایمنی پی را نشان میدهد    تنش به مقاومت داخلی ایجاد شده در جسم در اثر نیدو های خارجی تنش می گویندوبر حسب نوع نیرو ممکن است فشاری ،خمشی,برشی,کششی و... باشد استحکام نهایی مواد ومصالح ساختمانی برحسب واحد های تنش بیان می شود که واحد آن در سیستم بین المللی آحاد, نیوتن بر متر مربع است که (pa) نامیده می شود.  مهندسی پی : مهندسی پی شامل تحلیل وطراحی پی(شالوده ساختمانهای متعارف) یا سازه های در تماس باخاک (ابنیه حائل) بابکارگیری اصول مکانیک خاک و مکانیک سازه توام باقضاوت می باشد. مهندسی پی مباحثی همچون محاسبه ظرفیت باربری, طراح یانواع مختلف پی مانند پی های منفرد,نواری گسترده عمیق (شمع) را شامل می گردد که در رابطه باهر کدام از آنها توضیحاتی ارائه خواهد شد.علاوه بر طراحی پی های متعارف (پی ساختمانها) طراحی سازه های حائل نیز مهندسی پی میباشد.    مهندس پی  به کسی گفته میشود که بوسیله آموزش وتجربه کافی در اصول علمی وقضاوت مهندسی مهارت یافته است تا پی راطراحی نماید. می توان گفت که قضاوت مهندسی بخش خلاق کار طراحی پی میباشد در واقع قضاوت مهندسی در طراح پی همان گرد آوری و بهم آمیختن تجارب، مطالعه کارهای دیگران در شرایط نسبتاً مشابه و جمع آوری  اطلاعات ژئوتکنیکی مخصوص ناحیه تحت برر سی برای ایچاد طرحی اقتصاری علمی و ایمن برای سازه زیرین میباشد. انواع پی : پی ها براساس عمق ونوع عملکرد تقسیم بندی می شوند . در حالت کلی چنانچه لایه مقاوم در عمق کمی از سطح زمین قرار گرفته باشد پی در نزدیکی سطح زمین بنا میگردد در غیر این صورت برای رسیدن به لایه مقاوم عمق پی افرایش میابد. به طور کلی پیها به چهار دسته تقسیم میشوند.  1- پی ها ی کم عمق معروف به پی های سطحی(Shallow foundations) به پی هایی میگویند که نسبت عمق به عرض آنها مساوی یا کمتر از واحد است    1>D/B در عین حال در بعضی مراجع پیهای بانسبت عمق تا 4الی5هم به عنوان پی کم عمق طبقه بندی میشوند. 2- پی های نیمه عمیق(پی های چاهیPier foundations     ) در این پی ها نسبت عمق به عرض در محدوده   10 > D/B > (5-4) قرار دارد. 3- پی های عمیق (Deep foundations) این پی ها عمدتا شامل پی های شمعی بوده ودر آنها 10  D/B میباشد  در مبحث 7 مقررات ملی ساختمان , معیار دیگری برای پی عمیق عنوان شده است و آن عبارت است از اینکه هرگاه نسبت عرض به ارتفاع پی کمتراز1باشد وعمق آن از3 متر تجاوز نمایدبه آن پی عمیق می گویند. در موارد فوق D  عمق پی و B  عرض آن می باشد. 4- پی های ویژه شامل هرگونه پی که جزء دسته بندی های فوق نباشداز قبیل، صندوقه ای، مهارها ستونهای شنی وسنگی و... انواع پی های سطحی:  دسته بندی انواع پی های سطحی به صورت زیر می باشد.  پی های منفرد پی هایی که بار یک ستون تکی یا یک دیوار را حمل می نمایند. پی های مرکب پی هایی که بار دو تا چهار ستون را حمل می نمایند پی گسترده نوعی شالوده است که بار چندین ستون با فاصله های منظم و نامنظم, موازی یاغیرموازی را حمل می نماید و ممکن است زیر بخشی یا کل ساختمان قرارگیرد.  الف:شالوده منفرد(spread foundations) شالوده ای که حامل بار تنها یک ستون باشد شالوده منفرد می گویند. این پی ها معمولاً متشکل ار یک دال مربعی یا دایره ای بوده و خود می تواند شامل انواع بتنی غیر مسلح،بتن مسلح معمولی ، باسطوح شیبدار و پله ای باشد. ب:شالوده دو ستونی اگردوستون بهم نزدیک باشند(به صورتی که شالوده منفرد آنهاکمتر از نصف فاصله دوستون گردد) اقتصادی ومناسب است که از شالوده دوستونی استفاده شود. کاربرد اصلی این نوع شالده ها در مواقعی است که نمی توان یک ستون را به طور مرکزی برروی شالوده تک ستونی قرار داد همانند شالوده ستونهای کناری (نوار مرزی ساختمان در زمینهای محدود یا کوچک ) شالوده دو ستونی می تواند به صرت مستطیل یاذوذنقه ای طرح شود.این شالوده ها بنحوی طراحی می شوند که مرکز هندسی آنها بر نقطه اثر بر آیند بارهای وارده منطبق گردد. راه دیگر مقابله با خروج از مرکزیت ستون کناری اتصال آن توسط یک تیر قوی به شالوده داخلی مجاور می باشد که چنین شالوده ای را شالوده باسکولی یا تسمه ای می گویند. ج- شالوده نواری( Strip footing) بااتصال شالوده های یک ردیف ویا برای شالوده زیر یک دیوار باربر، شالوده نواری ایجاد می گردد که نسبت طول به عرض آن زیاد است معمولاً شالوده هائی که در آنها 4-5L باشد به عنوان شالوده نواری در نظر میگیرند. د- شالوده شبکه ای (Gridfoundation) بلحاظ اقتصادی گاهی مقرون به صرفه است که از شالوده های یک ردیف در هم ادغام و شالوده به صورت نواری اجرا گردد چنانچه این نوارها در هر دو امتداد عمود برهم قرار گیرند شالوده شبکه ای بوجود می آید عملکرد این شالوده ها مرکب بوده و متفاوت از عملکرد شالوده های منفرد است که توسط کلاف به یکدیگر متصل می شوند. ه- شالوده های گسترده (Mat/.orRaft foundations) اگرزمین زیر شالوده آنقدر سست باشد ویا بار وارده از طرف سازه آنقدر زیاد باشد که سطح پوشیده شده از طرف پی های منفرد بیش از نصف سطح زیر بنا گردد، در اینصورت اقتصادی است که از پی گسترده استفاده شود شالوده گسترده شامل یک دال(Slab) یکپارچه است که کلیه بار های سازه ناشی از ستونها و دیوارها را حمل مینماید  این نوع شالوده موجب توزیع نسبتا یکنواخت تنش و جلوگیری از تمرکز آن در زیر بارهای سنگین و مو ضعی می گردد لذا در کاهش نشست نا مساوی بسیار موثر است. پی های پوسته ای (Shell foundations) این نوع پی های بار را بواسطه شکل ونه به سبب جرم و حجم خود به زمین منتقل می نمایند ، لذا طراحی آنها مشکل است و معمولاً بعنوان پی برجهای بلند نظیر برجهای تلویزیون یا خنک کننده ها بکار میرود .   پی های نیمه عمیق(Pier foundations) این پی ها حد فاصل پی های سطحی و عمیق می باشند که به آنها پی چاهی نیز اطلاق می گردد عملکرد آنها تقریبا مشابه پی های عمیق است زیرا بار را به یک لایه مقاوم که در عمق متوسطی از زمین قرار دارد منتقل می نماید برای اجرای این  پی ها چاهی در زمین حفر و سپس درون آن با مصالح مناسب پر می گردد. پی های عمیق (Deep foundations) اصطلاح پی عمیق وشمع مترادف یکدیگر می باشند زیرا بکارگیری عمده پی عمیق به صورت شمع می باشد شمع ها اجزاء ستون مانندی عمدتاً از بتون، فولاد و چوب هستند که برای انتقال بار به لایه هـــای عمیق زمین مورد اســتفاده  قــرارمی گیرند . شمع ها معمولا به عنوان یک عنصر سازه ای واسط مو سوم به سر شمع یا کلاهک (Cap) بار سازه فوقانی را به زمین منتقل می نمایند طبق مقررات ملی ساختمان سر شمع به عنوان پی سطحی نامگذلری می گردد بلحاظ نوع انتقال بار شمع های اتکائی (نوک باربر) و شمع های اصطکاکی (شناور) تقسیم می گردند. ضوابط کلی پی ها : ابعاد و اجزاءپی می بایستی بنحوی طرح شوند که هم تنش تماس با خاک در حد ایمن باشد و هم نشستها را به یک مقدار قابل قبول محدود نماید اما مشکلات نشست اضافی عمومی بوده وتا حدووی مخفی باقی مانده اند زیرا تنها موارد بسیار دیدنی انتشار یافته اند . تعداد اندکی ساختمانهای مدرن در اثر نشستهای اضافی فرو می ریزند . اما وقوع  فروریختگی ها جزئی یا گسیختگی موضعی در یک عضو سازه ای چندان غیر معمول نیست، بیشتر آسیبهائی که روی می دهند شامل ترکهای نا خوشایند در دیوار و کف، کف های ناهموار (خیز هاوشیب ها) درهاوپنجره های چفت شده و غیره می باشند. تغییرپذیری خاک همراه بابارهای پیش بینی نشده یا حرکت های بعدی خاک (نظیرزلزله ها) می توانند به مشکلاتی از نشست منجر شوند که مهندس، کنترل اندکی برآنهادارد. بعبارت دیگر آخرین روشهای موجود طراحی ممکن است احتمال مشکلات نشست(ضریب خطر) رابه مقدار زیادی کاهش دهند، اماعموماً یک پروژه خالی از خطر بدست نمی دهند. بااین همه بطور منطقی برخی مشکلات نتیجه مستقیم طراحی ضعیف یا بی دقتیهای ساده یا عدم توانائی مهندسی می باشند . یک عامل عمده که کارطراحی پی را مشکل می سازد آن است که پارامترهای خاک مورد استفاده در طراحی قبل از شروع پروژه بدست می آیند . بعدا هنگام اجرائی برخاکی بنا می شود که خواص آن به مقدار زیادی نسبت به حالت اولیه اصلاح شده است که این اصلاح یابواسطه روند اجرا یا احداث پی ایجاد می گردد این بدان معنی است که خاک ممکن است حفاری ویا جایگزین گشته و متراکم گردد. حفاری درجهت برداشتن بار از روی خاک زیرین بوده وسبب انبساط آن رافراهم می نماید کوبش شمع معمولاً خاک رامتراکم تر می نماید . هریک از این وقایع یا مستقیماً خواص خاک راتغییر داده (جایگزین خاک) یاپارامترهای مقاومتی برآورد شده اولیه رااصلاح می نمایند. به طورخلاصه یک طرح مناسب به طی مراحل زیر نیازمند است. 1-  تعیین هدف ازبنای ساختمان، بارگذاری احتمالی بهره دهی در طول عمر مفید، نوع قاب سازه ،نیمرخخاک،روش های ساختمانی  هزینه های ساختمان. 2-   تعیین نیازهای کارفرما. 3-  انجام طراحی بااطمینان به اینکه طرح آسیب زیادی به محیط زیست وارد نمی سازد ویک حاشیه ایمنی بدست می دهد که احتمال خطر برای کلیه طرف های ذیربط یعنی جامعه، کارفرماو مهندسی درحد مجاز خواهدبود. ملاحظات دیگر در طراحی پی ها : 1-  عمق پی ها می بایست به قدر کافی زیاد باشد تااز بیرون زدگی جانبی مصالح از زیر پی برای شالوده ها وپی های گسترده جلوگیری شود. بطور مشابه در گود برداری پی می بایست این نکته مد نظر باشد که مشکل بیرون زدگی مصالح پی می تواند برای شالوده های ساختمان موجود در نواحی مجاور گود اتفاق بیفتد و ضرورت دارد که تدابیر مقتضی در نظر گرفته شود. تعداد ترکهای ناشی از نشست که به هنگام گود برداری برای سازه های مجاور مالکین ساختمانهای موجود یافت می شوند بسیار قابل توجه می باشد. 2-  عمق شالوده ها می بایست زیربخشی از خاک باشد که دارای تغییرات حجمی فصلی ناشی از یخ زدگی ، ذوب شدن یخ ورشد گیاهان می باشد.اکثر آیین نامه های ساختمانی محلی مقررات مربوط به حداقل عمق پی را در بردارد. 3-  درپی ممکن است لازم شود شرایط خاک منبسط شوند در نظر گرفته شود در چنین شرایطی بنای ساختمان در جهت حبس بخار آب موجود در خاک است که به طرف بالا حرکت می نماید. این بخار آب به تدریج فشرده شده و خاک واقع در بخش درونی زیر دال کف وپی ساختمان را حتی در شرایطی که تغییر محیطی به طور عادی روی می دهد اشباء می نماید. 4-  علاوه بر ملاحظات مربوط به مقاومت فشاری،سیستم پی می بایست در برابر واژگونی ، لغزش وهر نوع بالا زدگی (شناوری) ایمن باشد. 5-   سیستم پی باید در برابر خوردگی یاتخریب ناشی از تماس با مواد مضر موجود در خاک محافظت گردد. 6-  سیستم پی باید بتواند تغییرات بعدی را در ناحیه یا هندسه ساختمان را تحمل کند ودر صورت لزوم به ایجاد تغییرات در سازه فوقانی و بارگزاری به سادگی قابل اصلاح باشد. 7-   پی می بایست توسط نیروی انسانی موجود در محل قابل ساخت باشد. 8-  اجرا وتوسعه محل می بایست مطابق با استاندارهای محیط زیستی محل باشد از جمله اینکه می بایست تعیین شود که آیا ساختمان از طریق تماس بازمین در معرض آلودگی است یا خیر. در محلی که سفره آبهای زیر زمینی وجود دارد روش معمول این است که آنرا بطور دائمی یا در طول انجام کارهای ساختمانی تازیر ناحیه ساختمانی پایین آورند سفره آب زیرزمینی نشان داده شده در شکل زیر،زیر تراز کف شالوده بوده و احتمالاً پایین تراز ناحیه ساختمانی خواهد بوداگر بعداًآب زیرزمینی به ترازی بالاتر از کف شالوده صعود نماید شالوده تحت تاثیر نیروی بالابر یا شناوری قرار می گیرد که می بایست به حساب آورده شود. چنانچه لازم باشد آب زیرزمینی بطور موقت یا دائمی پایین آورده شود یک مشکل وجود دارد و آن موقع نشست در نواحی اطراف محوطه ساختمان است به همین دلیل در اکثر موارد اطراف محوطه ساختمانهای سپرهای آب ریزی نصب میکنند و آب تنها از داخل این محوطه به بیرون پمپ می شود.